بسم الله الرحمن الرحيم


نبرد بزرگ (2)
عن ابي عبدالله عليه السلام : ان النبي صلي الله عليه و سلم بعث سرية ، فلما رجعوا ، قال : مرحبا بقوم قضوا الجهاد الاصغر و بقي عليهم الجهاد الاکبر . فقيل : يا رسول الله ، ما الجهاد الاکبر ؟ قال : جهاد النفس .
ياران رسول خدا جنگ فيزيکي و نبرد سخت افزاري را بخوبي ميدانند ، و از آفرين و خوشآمدگويي رسول خدا بر ميآيد که آنان در اين جنگ رو در رو موفق هم بوده اند . آنان اکنون قهرمانان محبوب و رزمندگان راه خدا محسوب ميشوند . و خوشا به حال آن مجاهدي که مدال مرحبا را از دست رسول معظم پروردگار دريافت کرده باشد .
اما آنان نيازمند فهم اين مطلب نيز هستند که جنگ با دشمن آشکار جنگ سختي نيست ، لذا آن را جنگ اصغر گويند . در جنگ اصغر رزمنده دشمن را ميشناسد ، توان او را ميداند ، و ميتواند حدس بزند که تا چه اندازه دشمن جدي است . و هر چه قدر جديت دشمن بيشتر باشد حس مقابله و آمادگي او براي نبرد با چنين دشمني بيشتر ميشود .
اکنون که رزمندگان شادمان و سر بلند از جبهه نبرد کوچک برگشته اند ، پيامبر مکرم و نبي معظم پروردگار فرمان مبارزه با دشمني عنود و کينه جو ، ناآشکار و نامحسوس را صادر ميفرمايند . و از آنجاييکه اين جنگ تفاوت هاي اساسي با جنک پيشين دارد و از کلام رسول الله که نبرد سابق را با کلمه ي قضوا و نبرد لاحق را با کلمه ي بقي ، همراه ساخته اند بر ميآيد ، که جنگ اکبر تمام شدني نيست و در هميشه ي زمان ساري و جاري خواهد بود . سابقا در ترجمه ي حديثي که ميفرمايد نحن معاشر الانبياء نکلم الناس علي قدر عقولهم گفتيم که پيامبران فوق عقول مردم با مردم سخن ميگويند ، اما به زبان مردم ، بطوري که مردم ميفهمند آنان چه ميگويند . البته اين معني منافاتي با فهم متعمقان و ژرف انديشان ندارد ، مردم عام حظي دارند و اينان حظي برتر . از سوال موجود در حديث که ميپرسد ، جهاد اکبر چيست ؟ فهميده ميشود که جهاد اکبر با اينکه اکبر است ، براي مستمعين رسول خدا مفهوم نبوده ، لذا رسول الله جهاد اکبر را با آوردن جهاد النفس که ما آن را مبارزه ي نرم افزاري ترجمه کرده ايم ، به يارانشان ميشناساند . ( ادامه دارد )
بيست و نهم خرداد ماه هشتاد و پنج