بسم الله الرحمن الرحيم
محمد رسول الله صلي الله عليه و آله : آه از جهودان امت من

بنده همه ي آنهايي که خارج از حوزه ي فهم آموزي شيعي دستي در کتاب و کتابت دارند را ، نه اينکه کتابخوان ندانم ، نه اينکه تنبل و تن آسا بخوانم ، و نه اينکه حس مسئوليت بطور عام را از آنها سلب کنم ، بلکه جمعي از آنان که در تاريخ غير جعلي نامي دارند را مردمي سخت کوش ميبينم .
حرف در اين است ، فهمي که در حوزه ي معرفت ديني از آن سراغ داريم را بايد خارج از دستگاه دانشکده ، دانشگاه و استاد و دانشجو جستجو کرد .
غالب موسسات آموزشي و کتابهاي تعليمي حتي آناني که طعم معنويت با خود دارند ، خشيت آور نيستند ، اگر نگوييم در مواردي طغيان زايند و غريزه ي سرکشي آدمي را فراهم مي آورند ، ميتوانيم بگوييم نوعي تواضع ابتدايي و مصنوعي را در بر دارند . اينکه جواني به علامه ي بزرگوار طباطبايي رحمة الله عليه مراجعه ميکند و شکايت ميبرد ، که تا قبل از ورود به جمع طلاب علوم ديني و تحصيل و فراگيري کتب علمي نسبت به خداوند احساس ديگري داشته و مشقت در يادگيري علوم متداول حوزوي نتوانسته خشيت اشاره شده در قرآن متين را براي او در بر داشته باشد . پاسخ علامه ي فقيد قابل تامل و تعمق است . اين امور که ما بر آن نام علم گذاشته ايم و براي هم ميگوييم ، مينويسيم و ميخوانيم ، علم نيست . العلم نور يقذفه الله في قلب من يشاء .
و اين به معناي اين نيست که ما به مدرسه نرويم ، کتاب نخوانيم ... نه ، بلکه بايد رنج مکتب و سرزنش استاد را به جان خريد اما لحظه اي خدا را از ياد نبرد . قلم بدون خدا ، کتاب بدون خدا ، مدرسه و مکتب بدون خدا ، استاد و شاگرد بدون خدا ، علم و فهمي که نور است را با خود ندارد . آن فهم درهم شده ي عقل و عشق را ، اگر از عالمان فرهيخته ، آنهايي که بهنگام افاضه ي فيض ، طعم نوري که خداوند در قلبشان قرار داده است را بپرسيد ، خواهند گفت : اين نور حاصل رکوع ها و سجود هاي طولاني ، حاصل تضرع و زاري به درگاه باري و حاصل ادب و تلاش و حضور خالصانه نزد استاد است .
قطعا آناني که اينگونه تربيت شده اند در دشمن شناسي بسيار عميق تر از کساني اند که در خارج از اين قواعد معنوي دشمن را شناخته اند .
دشمن شناسي هيتلر ، اگر بپذيريم که او آلت دست يهود نبوده و حقيقتا به اينجا رسيده بود که اين طايفه ، زالو هاي عصباني جوامع و بلکه همه ي دنيا هستند که خون مظلومان عالم را ميمکند ، بايد بگوييم که دشمن شناسي او ابتدايي و تنها سخت افزاري بود . و امروزه شما با اندکي مطالعه متوجه ي اين نکته مي شويد که هيتلر در مبارزه اش توفيقي که نداشته ، موجبات تقويت و توانمندي دشمن مشترک همه ي انسان ها شده است .
اشتباه هيتلر و حزب نازي اين بود که گمان مي برد ، يهود و يهودي يعني فقط سخت افزار ، گمان داشت با قتل عام تمام يهوديان همه ي مشکلات حل و جهان آرام خواهد گرفت .
خطر يهود و يهودي بيشتر از اينکه سخت افزاري باشد ، نرم افزاري است . خطر اصلي در اعمال روشهايي است که يهود براي تسخير روح و جسم و جان غير يهوديان بکار گرفته است .
همت بشر بايد بر اين قرار گيرد که در وحله ي اول بينش هاي يهودي از ذهن و ضمير فرد و افراد و جامعه پاک شود . در اين وقت يهود خلع سلاح شده است .
پنجشنبه چهارم خرداد هشتاد و پنج