بسم الله الرحمن الرحيم
پروتکل ها ، يهود بين الملل و جوانان ( قسمت نهم )
پارس و پارسه عناوين تحقير آميزي بود که از سوي بوميان ايراني به قبيله ي کورش بخصوص بعد از ماجراي پليد پوريم بخشيده شد . پارس صداي سگ درنده ي حمله ور است و واژه پارسه يک ناسزا و به معناي ولگرد و بي خانمان و مهاجم ناشناس است . و اينک دوست جوان من علت اين نامگذاري و ذکاوت ذاتي نياکان ما را بخوبي ميداند . اما ممکن است ، نداند که چرا اين عنوان اکنون به مردم مهربان و صميمي ما داده شده است . دوست من بداند که پس از سقوط هخامنشيان ، به دست اسکندر نجات بخش ، طومار هخامنشيان و به دنبال آن ، طومار واژه ي پارس درهم پيچيده شد . اما يهود با روي کار آوردن مهره ي پليد خود ، رضا شاه خبيث ، مجدد به احياء شيوه و روش هخامنشيان و احياء واژه پارس مبادرت ورزيد . آيا براي دوست جوان من جاي سؤال نيست که چرا تا قبل از حاکميت سلسله پهلوي ، هيچ سلسله و سلطان و سرداري ، خود و سلسله اش را پارسي نخوانده است ؟ يهود بواسطه ي تسلطي که بر رسانه ها دارد و بخاطر مهارتي که در تحريف و القاي کلمات و واژه ها دارد و از آنجائيکه امروزه ابلهاني بخاطر هوي و هوس ، لذت جسماني و شهواني شان را در حاکميت وحشيان آمريکايي و انگليسي که نقش هخامنشيان را در دنياي مدرن بازي ميکنند ، مي بينند ، کلماتي مانند بنيادگرا ، خشونت طلب ، انتحاري ، متحجر و تروريست ، که همرديف و تداعي کننده ي واژه ي پارس است ، را نيز به کرات براي مردم ما و مردم شرق ميانه تکرار ميکنند ، تا اينکه طعم بد آن و بوي مشمئز کننده ي آن به ذائقه ي ما گوارا ، و براي هميشه براي ما و متعلق به ما باقي بماند . همانطوري که امروز ذائقه ي کمتر کسي است که واژه ي پارس را نپذيرد . و براي اينکه خود را آرام کند به مهملات باستان شناسان بيگانه و باستان پرستان داخلي ، و به قوم بي نشانه ي پارسوماش و پارسوا پناه ميبرد .
اما براستي چرا يهود از پيگيري تبعات پوريم نا خرسند است و چرا از اينکه اين خشونت پليد و اين خونريزي وحشيانه به عنوان يک ماجراي تاريخي با تبعات ضد تمدني مخصوص به خود مطرح شود بيم دارد ؟ يهود مي داند که به دنبال چيست . لذا مي گويد : کسي که در شکار به دنبال صيد کوچک مي رود ، صيد بزرگ را از دست مي دهد .(پ/20) او براي برپايي حکومت جهاني بايد شکارچي قهاري باشد ، طعمه ي بزرگي را هدف قرار دهد تا طعمه هاي کوچکتر با پاي خود در دام صياد خوناشام قرار گيرند . به همين منظور بندي از پروتکل شماره ي 16 با صراحت مي گويد : تمام حقايق مربوط به قرون گذشته را که مطلوب ما نباشد ، از لوح ذهن آدميان پاک مي کنيم .
دانش آموزان عزيز تقاضاي اکيد معلمتان را بشنويد و بندي از پروتکل شماره ي 3 که مي گويد : غير يهوديان عادت به فکر کردن را از دست داده اند ، مگر آنکه متخصصان ما به آنها آگاهي بدهند ، را مرتبه اي ديگر بخوانيد . و در بسياري از داده هاي به اصطلاح علمي و تخصصي ايرانشناسان ، باستان شناسان ، روان شناسان ، جامعه شناسان ، و ... که اغلبشان دانش آموخته ي دانشکده هاي کنيسه اي در اروپا و آمريکا بوده اند ، به ديده ي ترديد بنگريد . و مجدد در تاريخ ، فرهنگ ، آيين و روش زندگي پيشينيان مطالعه کنيد و در اين مطالعه و کنکاش خود را از اطلاعات ضد و نقيضي که يهوديان براي گيجي و سرگرداني ما طراحي کرده اند و پروتکل شماره ي 5 تصريح به آن دارد که بايد ترويج مطالب ضد و نقيض را آنقدر ادامه دهيم که غير يهوديان خود را در پيچ و خم اطلاعات متناقض گم کنند ، عاري نماييد و با اتکاء به آگاهي ذاتييتان و با برخورداري از دانش محققان نو انديش و درست انديش راه سعادت و رستگاري را براي فرزندان فرداي ايران هموار سازيد .
اينک دوست دانش آموز من ميداند که شعار جنگ پيشگيرانه ، که شعار وحشيان آمريکايي و انگليسي است ، و طبق آن سرزمين هاي اسلامي و بويژه ايران عزيز را نشانه گرفته اند ، ريشه در تورات ، کتاب استر و 26 قرن پيش دارد . و نيز بخوبي به اين نکته توجه دارد که قدرت اقناع انديشه از يهود و به تبع از غرب گرفته شده است . آنان نه تنها به سؤالات مطروحه ي محققين پاسخ نميدهند بلکه با هياهو و هوچي گري در صدد خفه کردن انديشه ها و به خواب کردن مردم جوامع خودشان نيز برآمده اند . با اين همه ، سؤالات و پرسش ها همچنان باقي است و ما مجدد مي پرسيم ، چرا پرسش از هولوکاست را جرم ميشماريد ؟ و چرا از بحث و گفتگوي جست و جو گرانه در باره ي پوريم طفره ميرويد ؟
و اينک دوست جوان من حق دارد تا نسبت به آناني که با پخته خوري و جهل متعمدانه ، هخامنشيان را که از نظر تاريخي متوقف کننده ي پديده ي رشد و گسترش تمدن بوده اند ،آغاز کننده ي تمدن در ايران و بين النهرين و مبدأ و مبدع همزيستي و حقوق بشر معرفي کرده اند ، برآشوبد و بافته ها و ساخته هاي سخيف و بي مقدار آنان را زير پا و براي هميشه لگد مال کند .
ادامه دارد ...