بسم الله الرحمن الرحيم
پروتکل ها ، يهود بين الملل و جوانان ( قسمت پنجم )
6 ) دوستان جوانم ، پسران خوب و دختران عزيز اجازه دهيد يک بار ديگر قسمتهايي از پروتکل هاي حاکمان يهود را با هم مطالعه کنيم . و اين قسمت از مقاله را به جناب آقاي سرگئي نيلوس که افتخار اولين ترجمه و نشر آن را به خود اختصاص داد و به خاطر آگاه سازي ملت ها ، همزمان با وقوع انقلاب بلشويکي در روسيه دستگير ، زنداني ، شکنجه و در نهايت در تبعيد به سال 1929 قرباني توطئه ي انحصار طلبان گرديد ، تقديم کنيم .
پروتکل ها عامل اصلي موفقيت يهود را در امور سياسي پنهان کاري ميداند .(پ/9) و براي حوزه ي فعاليت هايش هيچگونه محدوديتي را نمي پذيرد .(پ/9) و در صدد آن است که با تمام روشهاي ممکن اهميت حکومت و قدرت يهود را به همگان گوشزد کند و اعلام ميدارد کساني که در مقابل حکومت جهاني يهود زانو زنند و تسليم شوند از حمايت يهود برخوردارند . (پ/6) آنان در اين راه حقوقي به نام حقوق بين الملل وضع کرده اند تا جايگزين حقوق ملي کشور ها شده ، و ناظر بر روابط بين الملل باشد .(پ/2) يهود براي اداره ي جامعه ي جهاني نيازمند مديراني است . اولين و مهمترين شرط انتخاب مديران بنابر آنچه پروتکل شماره ي دو ميگويد ، اطاعت بي چون و چرا است و با صراحت بيان ميدارد که هيچ ضرورتي ندارد که آنها در زمينه ي مديريت تحصيلات و اطلاعاتي داشته باشند . آناني که بوش ، استرا ، چني ، رايس ، صدام ، جان بولتون و البرادعي را رهبران اصلي و گردانندگان جامعه ي جهاني ميدانند ، سخت دچار توهم شده اند . پروتکل شماره دو اين چنين مردمي و اينگونه مديراني را همچون مهره هاي شطرنج در دست مشاوران و متخصصان يهود ميداند . متخصصاني که از کودکي براي اداره ي امور جهان تربيت شده اند . با مطالعه ي پروتکل شماره هفت در مي يابيد که ايجاد بي نظمي در روابط جهاني و منطقه اي و درگيري جوامع با يکديگر از شگرد هاي يهود است . آنان با تيز هوشي دريافته اند که ملت هاي غير يهودي براي پيشنهاد هايي که از خارج به آنها عرضه ميشود ، اهميت خاصي قائلند ، ميگويد ، لذا پيشنهاد هايي که ما توسط عوامل مان به آنها ارائه ميدهيم ، را پذيرفته و در نتيجه متقاعد ميشوند که منجي بشريت ما هستيم .
عزيزان من ، پروتکل ها علاوه بر ترويج فساد ، خيانت ، و رشوه خواري ،(پ/1) حسد ، نفرت و زياده خواهي را در ميان توده هاي مردم ايجاد ميکند . و شما خوب ميدانيد که هر يک از اين صفات ناپسند ، ميتواند بنيان خانه و خانواده اي را ويران سازد ، و خشم و غضب مردم را نسبت به هم به همراه آورد . يهود با اين ترفند تصميم دارد همه ي موانع موجود بر سر راهش را با دست مردم غير يهود ريشه کن سازد .(پ/3) خدا ميداند مدت هاست که هر جا با دوستان جوانم به صحبت مينشينم ، اصلي ترين کلامم اين است که مادر هايتان را دوست داشته باشيد ، پدر هايتان را در آغوش کشيد ، با دوستانتان و همسايگانتان مهربان باشيد ، به معلمان و استادانتان محبت بورزيد . وقتي پروتکل شماره ده را ميخوانم که ميگويد ، اهميت خانواده و نقش تربيتي آن را در ميان غير يهوديان از بين ميبريم و اجازه ي اظهار وجود به کسي نميدهيم . زيرا توده هاي مردم بايد صرفا به وسيله ي ما اداره شوند ... آنها بايد به شنيدن حرف هاي ما عادت کنند . و زماني که در مفهوم آن تفکر و تعمق ميکنم ، و از اينکه ميبينم ، ابله سازي ، دلقک پروري و خنثي سازي دروس عيني يهود و آموزش سمعي و بصري آنان در تعدادي از مردم ولو اندک اثر گذار شده و جمعي با عنوان پدر و مادر که بايد مدير تربيتي فرزندانشان باشند ، به جهات عديده اي دست از اين نقش اساسي کشيده اند و عزيزانشان را در معرض انواع آسيب هاي جسماني و رواني قرار داده اند ، غم جانکاهي را در وجودم احساس ميکنم . باور قطعي بنده اين است ، که بخش عمده ي حسد و نفرت بين مردم ما وارداتي و تحميلي است . زياده خواهي و در نتيجه زير پا گذاردن مباني حق ، تحميلي و غير واقعي است . به تصريح پروتکل شماره پنج ، به جان هم انداختن مردم و ملتها ، بد گماني نسبت به همديگر و نفرت از يکديگر بخاطر تعصبات مذهبي و نژادي در يک پروسه ي 2000 ساله ، توسط يهوديان نهادينه شده است . و آنچه قابل تأمل است ، اين است که ، اين دو بهم زني و نفرت ، تنها درون سرزميني نيست بلکه اين حس نفرت و بد گماني ، بواسته ي افکار و اعمال و آرزوهاي تلمودي بين ملتها و با ملتهاي ديگر سرزمين ها نيز نهادينه شده است . و آنطوري که پروتکل شماره پنج ميپندارد ، آشتي بين مردم و ملتها به اين سادگي ها متصور نيست .
ادامه دارد ...