بسم الله الرحمن الرحيم
آنان پسرند يا دختر ؟
دهه ي 1960 ، جنگلهاي آمازون شاهد آزمايش کثيفي است . يک روانشناس يهودي بر 80 کودک بي نوا ، پسر بچه هايي که مي بايست در آينده مردان قوي و جنگ جوي قبيله ي بخت برگشته ي خود مي شدند ، لباس دخترانه مي پوشاند ، بر آنها نام هاي دخترانه مي نهد ، اسباب بازي هاي دخترانه در اختيار آنان قرار مي دهد و بر صورتشان آرايش هاي دخترانه مي نشاند .
بنابر تئوري يهوديها هر آزمايشي که بر روي يک قبيله ي کوچک انجام شود ، بر روي يک ملت و يک دنيا هم قابل اجرا است .
روزها ، هفته ها و ماهها از عمر کودکان بي پناه مي گذشت ، اکنون آنان 15 ، 16 ساله هستند . لحظاتي که با خود خلوت مي کنند ، نزاعي را در روح و روان خود شاهدند . آنان پسرند يا دختر ؟
آگاهي از دوگانگي اي که در جنسيت آنان ايجاد شده برايشان زجر آور است . گروهي از اين کودکان که اکنون نوجوانان قبيله ي خود هستند آنچنان سر خورده شده اند که دست به خودکشي مي زنند . اين ماجرا بنيان صنعت فيلم سازي صهيونيستي هاليوود را با تغيير و تحول شگرفي مواجه ساخت و شروعي شد براي پياده کردن اهداف صهيونيست ها در جوامع مختلف .
آنها متوجه شدند که با حمله به ريشه ي شخصيت يک انسان ، مي توان در تمام خواص شخصيتي و انساني او ترديد ايجاد کرد .
اين که در آيين ديني ما پوشيدن لباس زنانه براي مردان و لباس مردانه براي زنان با ممنوعيت مواجه است ، بي حکمت نيست .
اولين سوال پدر و مادر به هنگام تولد نوزاد اين است که ، دختر است يا پسر ؟ چرا ؟ به خاطر اينکه اين سوال هويت ما را تشکيل مي دهد . مهم ترين و اساسي ترين نشانه ي هويت ما ، جنسيت ماست . اما پر واضح است که تنها گوشت و پوست و استخوان نمي تواند تفاوت هاي جنسي را منعکس کند . به عبارت ديگر بخش عمده ي مذکر بودن و مونث بودن جعلي است ، ساخته ي عرف است . يعني صفات مردانه و زنانه قابل تنظيم اند . يعني مي شود مرد را جور ديگري تعريف کرد و زن را جور ديگر .
يهود از طريق اشاعه ي فيلم و نمايش و با استفاده از هنر پيشگاني که با تدبير مدبران يهودي به ستارگان محبوبي تبديل مي شوند ، تصميم گرفت که :
در مردانگي و زنانگي دختران و پسران ترديد ايجاد کند .