انتخابات ، يهود و رجائي
پروتکل هاي دانشوران يهود با حربه ي ورود آزادي و سياست آزادي طلبي به سيستم نظام حکومتي مستقر در صدد بي ثباتي و متزلزل ساختن نهادها و پايه هاي نظام حاکم بر مي آيند . بنا بر آنچه که طراحان پروتکل ها ي حاکمان صهيونيسم در پروتکل شماره يک ميگويند : سياست آزادي طلبي جز بي نظمي ، سوء تفاهم ، کشمکش ، عدم توافق و برخورد ميان احزاب و مردم چيز ديگري ندارد .
تفرقه و تشتت حاصل از سياست باصطلاح آزادي طلبي در بين آحاد مردم ، موجب نفرت و دوري هرچه بيشتر خانواده ها ، همسايگان ، دوستان و آشنايان از يکديگر مي شود و شرائطي را بوجود مي آورد که يا نابودي حاکميت مستقر را در بر دارد و يا تزلزل هميشگي آن را . و اين همان چيزي است که گردانندگان صهيونيسم جهاني خواهان آنند .
حاکميت لرزان ، قطعا قوي نخواهد بود و قوي نخواهد شد . گرگاني که رهبري تمدن وحشي و خون آشام آن سوي مرزها را يدک مي کشند ، در نظام سياسي شان حق را اعمال زور ميدانند و رسما اعلان ميکنند : آنچه را مي خواهم به من بده ، زيرا من از تو قوي ترم . و نيازي نيست ثابت کنم حق از آن کيست . 1
آنان آزادي خواهي اي که مبتني بر خدا پرستي باشد را محکوم مي کنند . آزادي اي که با انسان دوستي و برابري پيوند داشته باشد را نمي خواهند . آزادي اي که براي جامعه بي زيان باشد را توبيخ مي کنند . آزادي اي که به رفاه عمومي لطمه اي وارد نسازد را نمي پسندند . و آزادي اي که در اقتصاد و معيشت خانه و خانواده جايي براي خود باز کند را سر زنش و تخطئه مي کنند . 2
آنان اخلاق را در فرمانروا زشت و مذموم مي پندارند ، زيرا معتقدند شخص اخلاقي ، کسي که نيکي ها و خصلت هاي آسماني و سجاياي رحماني سراسر وجود او را احاطه کرده ، نمي تواند سياستمداري کار کشته و ماهر از آب در آيد تا در آينده در چنگ صهيونيسم و براي سر بلندي دولت جهاني يهود دم بجنباند . آنان سياستمداري را تبليغ مي کنند که بگفته ي پروتکل شماره يک : هم بايد نيرنگ باز باشد و هم بتواند ديگران را متقاعد کند .
چه دستهايي در کارند تا رجائي براي ما فردي عادي و معمولي جلوه کند ، چه کساني مي کوشند تا اسرار و رموز نهفته در چهره و تصوير رجائي را براي هميشه از ذهن ما و جوانان ما بزدايند . آناني که از هر چهره ي باصطلاح آزادي خواهي بتي مي تراشند و هر لحظه آن را بر سر جوان مسلمان مي کوبند ، چگونه است که اين سمبل و اسوه ي بي نظير حق پرستي و حق خواهي ، الگوي رنجديدگان و ستمديدگان زمان را تحمل ندارند . هموئي که در روزگار غربت مردان بزرگ تسليم اربابان زور و زر و تزوير نشد و در اوج محبوبيت و شهرت دنيايي ، هواهاي نفساني را به پاي عقل ديني اش قرباني ساخت .
« رجائي را خصوصيتي بود که اگر نامش بر سر زبان ها نمي افتاد و حتي اگر پاي به وادي سياست نمي گزارد ، همچنان رجائي بود . رجائي با جديت در دينداري ، در راستي و يک رنگي در رابطه با خدا و در ديگر خواهي ، انسان دوستي و صداقت در ارتباط با ديگران ، رجائي شد . همان رجائي که به رغم افول همه انقلابي نمائي ها و چريک بازي ها براي ما هنوز هم زنده است . چرا که حساب اين گوهر فضيلت را با آن اعراض روي و رياء ، نبايد يکي گرفت . » 3
او که فقر با همه وجودش عجين شده بود ، فقرا را بهترين دوستان خود مي دانست .
با اين که گوهر گرانبهائي به نام عقل را با دينش آميخته ساخته بود ، هيچ گاه ادعائي نکرد .
اين چگونه رئيس جمهوري است که خود را ارباب مردم نمي داند ، فرزند مردم مي خواند . از امام و مقتدايش به نيکي ياد مي کند و خود را مقلد رهنمود هاي آن عزيز سفر کرده مي داند .
او براي رئيس شدن دست و پا نمي زند ، از دخترکان زيبا روي براي خود پله هاي ترقي نمي سازد . به دست بوسي سفراي اروپايي نمي رود ، چراغ سبز به شيطان بزرگ نشان نمي دهد ، بر لب دشمنان ايران زمين لبخند نمي نشاند ، قدرتش را مديون پول و تبليغات بيگانه نمي سازد .
غيرت فراوانش از او شخصيتي مکتبي مي سازد تا جايي که دشمن صهيونيستي تاب تحمل او را نمي آورد و همان طور که در پروتکل شماره پانزده آمده است : آنهايي که مانع انجام برنامه هاي ما مي شوند ، بهتر است که مرگشان را جلو بياندازيم و آنها را نابود کنيم .
شهادت رجائي عزيز را به دست جاهلان مسلح ، آناني که دين تنها لقلقه ي زبانشان بود و در دل بهره اي از معنويت نداشته اند ، رقم مي زند .
پي نوشت :
1 . پروتکل شماره يک
2 . پروتکل شماره چهار
3 . مقاله ي برادر رجائي هرگز نمي ميرد . سايت احياء