مذهب سازي ، يهود و جوانان
( قسمت اول )
سران يهودي دنيا عزم جدي بر نابودي هر عقيده اي دارند ، آنان تمامي اصول و تئوريها را بهم مي ريزند ، نظامها و حاکميت ها را لرزان مي سازند ، خانواده ها را ويران و نقش مديريتي پدرها و مادرها را لگدمال مي کنند .
آنان تصميم گرفته اند که به هيچ کس اجازه اظهار وجود ندهند ، رسما اعلام مي کنند همه بايد تحت اداره يهود باشند ، همه بايد به شنيدن صداي آنان عادت کنند . همه چيز را آنگونه که خود مي پسندند ، مي خواهند .
جوانان را در دنيايي از خيالات و اوهام شاعرانه گرفتار مي سازند و به وقت استيصال و سر خوردگي لحظه اي که جوان به هر چيزي چنگ مي زند تا خود را از مهلکه نجات دهد ، مذهب جعلي اي که سران يهودي از پيش طراحي کرده اند در اختيار او مي گزارند .

بر اين اساس مي گوييم :
1. شيطان پرستي مذهبي است ساختگي که توسط سران يهودي اي که مديريت افکار و انديشه ها را در انحصار خود مي پندارند بوجود آمده است .
يهود با صرف مبالغ هنگفت و با خدمت گرفتن هنرپيشگان ، خوانندگان ، نوازندگان ، انتشار سي دي هاي آموزشي ، مجلات ، روزنامه ها و کاباره ها ... در صدد پر کردن خلاء روحي و معنوي جوانان
غرب و به تبع جوانان شرق برآمده است .
تا جايي که بگفته رئيس بيمارستان نوجوانان نيويورک ، شيطان پرستي يکي از شايع ترين تهديداتي است که در مقابل بچه هاي امروز قرار گرفته است .
پر واضح است وقتي کليسا نتواند در مقابل خواسته هاي معنوي جوانان الگوي مناسبي ارائه دهد ، آناني که خود را گرگ مي خوانند هدايت گله هاي گوسفند را بعهده خواهند گرفت .
و کيست که متوجه استخوانهاي شکسته کليسا نشده باشد .
رئيس بخش تحقيقات سري پليس ايالات متحده مي گويد : مي توانيد مرگ را در بيشتر کليسا ها لمس کنيد ، چيزي براي ادامه حيات وجود ندارد .
2.شيطان پرستي دنيايي را ترسيم مي کند که هيچ روزنه اميدي براي آن متصور نيست . به همين جهت شيطان پرستي را جهان تاريک نيز ميگويند.
3.شيطان پرستي آنگونه که خود مي گويد حقيقتي را جستجو مي کند که در اين جهان يافت نمي شود . خود کشي که از موارد رايج اين آيين است ، توجيهي اينگونه دارد : اگر بپرسي چرا خودت را مي کشي ؟ مي گويد مي خواهم به حقيقت برسم و حقيقت در اين دنيا به دست نمي آيد .
پيامبر عزيز اسلام (ص) عبارتي دارد که مي فرمايند : در آخر الزمان ، دنباله روها از نابخردان پيروي مي کنند .
مذهب سازان عصر جديد بسيار زيرک هستند . آنان به اين حقيقت رسيده اند که هميشه گروهي در دنيا وجود دارند که از هيچ گونه استقلال فکري برخوردار نيستند و متاسفانه اين گروه کمتر به خردمندان تمايل دارند ، بلکه ميل بيشترشان به کساني است که هوي و هوس را سر لوحه کار خود قرار داده اند . پروتکل هاي دانشوران يهود به صراحت به تربيت و آموزش افراد اشاره دارد ، مي گويد : تا زماني که افراد جوامع مختلف مطابق الگو و انگاره هاي تربيتي ما دوباره تربيت نشوند ، نمي توانيم برنامه هايمان را در اين گونه جوامع مطابق با روشي کلي و يکسان پياده کنيم . اما اگر برنامه ها را محتاطانه و توام با آموزش آغاز کنيم مي توانيم در کمتر از يک دهه منش و خلق و خوي سر سخت ترين افراد را تغيير داده و آنها را مانند افرادي که از پيش مطيع ساخته ايم به زير سلطه خويش در آوريم .
4. به شيطان پرست تفهيم مي کنند که دنياي شيطان پرستي زندگي در ميان لجن است و هيچ وقت نمي شود در لجن زندگي کرد و به لجن آلوده نشد و هيچ چاره اي براي پاک شدن نيست جر مردن و رهايي از اين دنيا .
5. به شيطان پرست مي فهمانند زندگي در اين دنيا بر پايه دروغ است و همه باورهاي مردم بر پايه همين دروغ شکل گرفته است ، همه عادت کرده اند دروغ بگويند ، لذا اگر حرف راست هم بزنيد کسي آن را باور نمي کند .
6. شيطان پرستي آييني است که همه چيز را منفي ارائه مي دهد . آدم شيطان پرست عمر شب را بلند مي داند . او حتي خورشيد را مانع از تابش نور مي پندارد . آنان همه چيز را منفي مي خواهند ، اگر به باغ سيب بروند همه سيب ها را کال مي بينند و اگر به تئاتر بروند همه بازيگر ها را لال مي پندارند. به شيطان پرست مي گويند چشمهايت را باز کن ، فقط ببين . مغزت را ببند ، فکر نکن . نقش تو ، نقش تماشا چي تئاتر در اين دنياست .