پرچم اسرائيل بيانگر چه ديدگاهي است ؟

اسرائيل با پرچم خود چه حرفي با مردم دنيا و چه پيامي براي همسايگانش دارد؟
1. زمينه سفيد : بيانگر صلح است ، چيزي که با ماهيت يهوديت تلمودي سنخيتي ندارد . سرشت انسان اسرائيلي که تربيت تلمودي دارد بر حرص و طمع قرار گرفته است. خصيصه اصلي يهودي تلمودي بلند پروازي و طغيان گري است . اين ويژگي ، آدمي را وا مي دارد که خود را از ساير ملل متمايز و برتر بداند . چنين موجودي اگر هم بخواهد با ديگران در صلح و سازش زندگي کند ، نمي تواند . اين حس نفرتي که در گوشه گوشه جهان نسبت به يهود وجود دارد ، ناشي ازهمين خصيصه است .
2. ستاره داوود : اسرائيل حکومت خود را تالي حکومت حضرت داوود بنيانگذار آل يهود مي داند و ستاره داوود سمبل اعتقادات و ديدگاههاي قوم يهود است .البته پر واضح است که صهيونيستها براي پيشبرد مقاصد شوم خود از هر چيزي حتي دين ، خدا و پيامبر به عنوان ابزار استفاده مي کنند . امام خميني در رد ادعاي دروغين صهيونيستها ، مي فرمايند : موسي معارضه مي کرد با طاغوت ، و اينها که مي گويند ما پيرو موسي هستيم ، خودشان طاغوتند . ايشان در جمع کليميان ايران فرمودند : ما با آنها ( صهيونيستها ) مخالفيم و مخالفتمان براي اين است که آنها با همه اديان مخالف هستند ، آنها يهودي نيستند ، يک مردم سياسي اي هستند که به اسم يهودي کارهايي مي کنند و يهودي ها هم از آنها متنفر هستند و همه انسانها بايد از آنها متنفر باشند .
3. دو نوار آبي رنگ در حاشيه بالايي و پاييني : نمادي از رودهاي نيل و فرات است يعني اينکه مرزهاي اسرائيل از« نيل» تا« فرات» است .
امام خميني (ره) در سخنراني 7/6/63 مي فرمايند : من کراراً تذکر داده ام که اسرائيل از نيل تا فرات را از خود مي داند ، و شما را غاصب سرزمين هاي خويش مي شمرد . گرچه اکنون جرات اظهار صريح آن را ندارد .
دکتر علي خليل در کتاب « يهوديت ، مابين تئوري و اجرا» مي نويسد : تصويري که ادبيات تلمودي براي مرزهاي سرزمين اسرائيل در آينده ترسيم مي کند ، بر اساس سفر « دباريم » مي باشد . مرزهاي اسرائيل گسترش خواهد يافت و از هر طرف توسعه مي يابد . دروازه هاي قدس به دمشق مي رسد و دياسبورا براي بر افراشتن خيمه هايش در مرکز فلسطين خواهد آمد .
نوشته ي اسرائيل شاهاک ، يهودي ضد صهيونيست در کتاب « تاريخ يهود ، آيين يهود» ، مطلب فوق را روشن تر بيان مي کند . آرماني ترين روايت در مورد مرزهاي اسرائيل شامل مناطق محصوردر مرزهاي زير است : از جنوب ، تمامي صحراي سينا و بخشي از شمال مصر به طرف بالا تا حوالي قاهره ، از شرق ، تمامي اردن و بخش عظيمي از عربستان سعودي ، تمامي کويت و قسمتي از جنوب فرات در عراق ، از شمال ، کل لبنان و کل سوريه به اضافه بخش اعظم ترکيه به طرف بالا ( تا درياچه وان ) و از غرب ، قبرس .
در سال 1967 ميلادي زماني که خبرنگار آسوشيتد پرس از يکي از سربازان اسرائيلي مي پرسد مرزهاي کشور اسرائيل تا کجاست ؟ سرباز با کمال غرور و خود پسندي پاسخ مي دهد : « تا آنجا که قدمم را بگذارم » و با پوتينش به زمين مي کوبد.
نکته جالب در قانون اساسي اسرائيل ، مشخص نشدن مرزهاي جغرافيايي اين کشوراست .
آيا شما کشوري غير از اسرائيل سراغ داريد که در قانون اساسي اش ، مرزهاي جغرافيايي مشخصي نداشته باشد ؟